گفت: سلام!
EXtdblog.irEX
گفتم: سلام!
معصومانه گفت: می مانی؟
گفتم : تو چطور؟
محکم گفت: همیشه می مانم!
گفتم: می مانم.
روزها گذشت. روزی عزم رفتن کرد. گفتم: تو که گفته بودی می مانی؟!
گفت: نمی توانم! قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم!
منبع: مجموعه نرم افزاریLord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
تاريخ: چهارشنبه
30 دی
1388 ساعت: 17:56